جهان دهکده ای بیش نیست

, , 1 Comment

جهان دهکده ای بیش نیست(نسخه پی دی اف)

 

سمندر مشکی‏باف

 

در دوران جوانی در مدرسه می‎خواندیم که از جمله نشانه‎های آخرالزّمان، نزدیک شدن شهرها به یکدیگر است و شنیدن کلام یکدیگر حتّی اگر گوینده در این سوی جهان باشد و شنونده در آن سوی؛ و همین نکته در مورد دیدن یکدیگر نیز مصداق داشت.  تصوّر بر این بود که به علّت قُرب روز رستاخیز جهان فشرده گردد و اینگونه دیدارها حاصل شود؛ یا آن که صحرای محشری باشد همگان از بدو خلقت تا پایان زمان در آن جمع شوند و بقیه تصوّرات.  شاید به مخیّلهء کسی خطور هم نمی‎کرد که در سیر تکاملی جامعهء بشری، از وحدت خانواده به سوی وحدت قبیله و شهر و کشور، مرحله‎ای هم به عنوان وحدت نوع بشر و وحدت جهانی فرا رسد که این احادیث در آن تحقّق یابد و در واقع جهان به صورت دهکده‎ای در آید.

این همه نتیجهء ترقّی و تعالی انسان است که جایگاه خویش را در جهان آفرینش بیابد و پی ببرد که واقعاً “مقام انسان بزرگ است” و به بزرگی مقامش فکر کند و عمل کند و بداند که دیگر انسانها نیز بزرگند.  امّا، “مقام انسان بزرگ است اگر به حق و راستی تمسّک نماید.”

حال، که انسان پی به عظمت خویش برده و جهان را در حدّ دهکده‎ای کوچک ساخته، آیا سزاوار است، وقتی در گوشه‎ای از جهان ظلم و ستمی واقعی می‏شود، و دیگر انسانها، با توجّه به عظمت مقام انسان، به ظالم معترض می‏شوند، ظالم اظهار بدارد که، “این سخن به منزلهء مداخله در امور داخلی من است”؟

در همان زمان که هنوز جهان بدین حدّ کوچک نشده بود، مگر نه آن که تمامی انسانهای جهان در مقابل ظلمی که بر سیاه‌پوستان افریقای جنوبی می‎رفت، قیام کردند و این کشور را وادار کردند مقام انسان را، ولو رنگش سیاه، پاس بدارد و نور خدا را در چهرهء او ببیند؟

مگر نه آن که خیراندیشان ثروتمند اروپایی سالها قبل راهی نپال شدند تا نظام بردگی را، که داغ ننگی بر پیشانی انسان قرن بیستم می‎دانستند و هنوز در کشور مزبور رایج بود، لغو کنند و هزینهء آزادی بردگان این کشور را از کیسهء فتوّت پرداخت کنند؟

مگر نه آن که وقتی طالبان اقدام به نابودی آثار تاریخی نمود، کشورهای جهان آن را لطمه‌ای بر میراث فرهنگی بشر، و نه فقط اهالی افغانستان، دانستند و به این کار گروه مزبور خُرده گرفتند و معترض شدند؟  مگر نه آن که اماکن تاریخی و باستانی کشورهای مختلف توسّط یونسکو در فهرست میراث فرهنگی نوع بشر ثبت می‏شود و آن را متعلّق به کلّ انسانها می‎داند و نه فقط مایملک مردمان آن کشور و در این راه حتّی هزینه هم پرداخت می‏کند؟

مگر نه آن که ظلم و ستم بر مسلمانان بوسنی و هرزگووین مورد اعتراض ممالک راقیه عالم واقع می‏شود و همه در مقابل کشور ظالم قیام می‎کنند تا افراد نژادپرستی را که دست به خون مردمان مظلوم آلوده‌اند بر جای خود نشانند و سپس به دست عدالت بسپارند؟

اگر تاریخ را مورد کند و کاو قرار دهیم، بسیاری از این موارد را خواهیم یافت که جهان به سرکوب انسانها در هر کشوری که بوده معترض گشته است.  این وابستگی را سهل نتوان شمرد و نادیده نتوان گرفت و هر بلایی را بر سر رعیت کشور خود نتوان آورد مگر آن که انتظار اعتراض سایر انسانها را نیز داشت. من از هیچ کشوری نام نمی‏برم و به هیچ حکومتی معترض نمی‎شوم، امّا می‎گویم ندایی که امروزه بلند شده، دیگر امور داخلی و امور خارجی را مدّ نظر قرار نمی‎دهد، بلکه به ندای رسا می‏گوید:

فی‎الحقیقه عالم یک وطن محسوب است و مَن علی الأرض اهل آن

 

 

One Response

  1. یک ایرانی

    2009/06/29 14:57

    بسیار منطقی و جالب بود.موفق باشید و قلمتان همواره در مسیر حق و عدالت خواهی پر توان باد.

    پاسخ دادن

پاسخ دادن به یک ایرانی لغو پاسخ