موژان مومن: محاکمه نمایشی گروه هفت نفره “یاران” در ایران

, , 1 Comment

نسخه پی دی اف

محاکمات نمایشی از جمله اصلی‏ترین ابزارهای تبلیغاتی یک رژیم استبدادی به شمار می رود. به عنوان مثال استالین از آنها برای  تحکیم قدرتش در دهه 1930 استفاده کرد. پیام این قبیل محاکمات نمایشی آن است که حکومت کارآمد و قاطع بوده و برای دفاع  از ملت علیه نیروهای شرارت اقدام می نماید. در واقع نتیجه این محاکمات از پیش مشخص است زیرا نه تنها قاضی و دادستان از جانب حکومت تعیین شده‏اند، بلکه وکلای مدافع نیز به دلیل عدم اطلاع از اتهامات موکلین خود و یا شواهدی که علیه ایشان جمع‏آوری شده و همچنین اینکه چه شواهد و مدارکی به عنوان دفاع پذیرفته می گردد از ارایه دفاعی واقعی عاجز می باشند. در چنین وضعیتی هر شاهدی برله یا علیه متهمین  وجود داشته باشد نتیجه آن از پیش تعیین شده است

 

 

موژان مومن

 

یادداشت سردبیر : ایران‏پرس‏واچ (Iran Press Watch) مفتخر است که این مقاله آگاهی دهنده و عالمانه به قلم پژوهشگر ارجمند، دکتر موژان مومن را در اختیار خوانندگان قرار دهد. ایران‏پرس‏واچ از سایر خوانندگان نیز دعوت می نماید تا نظرات خود را در مورد این مقاله ارایه دهند یا مقاله های خود را در اختیار این تارنما و خوانندگان قرار دهند. این مقاله نخستین بار در ماه آوریل سال جاری و پیش از آخرین تاریخی که تا آن زمان برای محاکمه گروه هفت نفری “یاران” تعیین شده بود در بخش انگلیسی ایران‏پرس‏واچ با عنوان “A Show-Trial of Seven Leading Baha’is of Iran” منتشر گردیده است. هرچند زمان محاکمه “یاران” به تعویق افتاده و بیستم تیرماه تعیین شده است، چنین بنظر می رسد که نه تنها استدلال اصلی نویسنده مبنی بر نمایشی بودن این محاکمه همچنان پابرجا باشد بلکه با توجه اوضاع کنونی ایران برگزاری این فبیل محاکمات ابعاد وسیع‏تری نیز یافته، گروه‏های دیگری را نیز هدف قرار داده باشد.

حکومت جمهوری اسلامی ایران از  سال 1979 تلاش داشته تا بهاییان را به عنوان “دشمن داخلی” (enemy within) معرفی نماید. این دولت مدعی است که بهاییان یکی از مهمترین قدرت‏های شیطانی حاضر در کشور می باشند؛ آنها به اتفاق دشمنانی خارجی از قبیل ایالات متحده آمریکا و اسرائیل قصد تضعیف و تخریب کشور را دارند؛ آنها مسئولیت انجام اعمالی در درون کشور را به عهده دارند که هدف ان مختل ساختن امور مملکتی است—اعمالی که هیچگاه توضیحی نیز در مورد آنها ارایه نمی گردد؛ آنها همچنین مدعی هستند که بهاییان تلاش می نمایند تا دیانت اسلام از میان بردارند. هرچه کشور بیشتر در منجلاب مشکلات اقتصادی فرو می رود حکومت بیشتر نیاز دارد تا خطرات عنوان شده در مورد بهاییان را جدی‏تر نشان دهد تا بتواند بهانه‏ای برای شکست اقتصادی خود ارایه نماید.

محاکمات نمایشی

محاکمات نمایشی از جمله اصلی‏ترین ابزارهای تبلیغاتی یک رژیم استبدادی به شمار می رود. به عنوان مثال استالین از آنها برای  تحکیم قدرتش در دهه 1930 استفاده کرد. پیام این قبیل محاکمات نمایشی آن است که حکومت کارآمد و قاطع بوده و برای دفاع  از ملت علیه نیروهای شرارت اقدام می نماید. در واقع نتیجه این محاکمات از پیش مشخص است زیرا نه تنها قاضی و دادستان از جانب حکومت تعیین شده‏اند، بلکه وکلای مدافع نیز به دلیل عدم اطلاع از اتهامات موکلین خود و یا شواهدی که علیه ایشان جمع‏آوری شده و همچنین اینکه چه شواهد و مدارکی به عنوان دفاع پذیرفته می گردد از ارایه دفاعی واقعی عاجز می باشند. در چنین وضعیتی هر شاهدی برله یا علیه متهمین  وجود داشته باشد نتیجه آن از پیش تعیین شده است.

حکومت با یک حرکت نمایشی می تواند اعلان کند که جریان دادرسی بر طبق قوانین کشوری به اجرا درآمده و متهمین بر اساس اتهامات وارده از طرف حکومت مقصر شناخته  شده اند تا بدین ترتیب اخطارهای شدیدی را که در مورد وجود تهدیدهای خطرناک به مردم داده شده بوده را، توجیه نماید.

امروز آغاز چنین محاکمه نمایشی را در ایران شاهد هستیم. هفت تن از شورای رهبری جامعه بهایی در ایران 9 ماه  است که در زندان به سر می برند و اخیرا اعلان شده که به زودی محاکمه آنها انجام خواهد شد .       

اتهامات آنها جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی است. از سال 2003 که محمود احمدی نژاد  به قدرت رسید، مبارزه‏ای شدید و سازمان یافته را به نحوی آشکار با رضایت آقای خامنه ای علیه بهاییان دنبال می کند زیرا بدون رضایت وی هیچ چیز امکان پذیر نیست.

این مبارزه با انتشار مجموعه‏ای مقالات دنباله‏دار در مطبوعات و نشریات، و برنامه‏هایی در تلویزیون دولتی آغاز شده است که با استفاده از ادعاهای دروغین و اسناد جعلی به بهاییان حمله می کنند و به طرح نظریه‏هایی در رابطه با توطئه چینی‏های خنده‏آور و وقایع تاریخی ناممکن می پردازند؛ و از طریق  عدم استخدام بهاییان و تعطیلی کسب و کار آنها اختناق اقتصادی سازمان یافته‏ای را ایجاد می نمایند.  به عنوان مثال آنها سعی می کنند زندگی بهاییان را از طریق اخراج از دانشگاه ها و محروم ساختن از کلیه فرصت‏های تحصیلی و فرهنگی که در اختیار سایر مردم ایران است و همچنین بازداشت کردن‏ها و زندان کردن‏های مداوم مختل نمایند.

از آنجایی که نشریات و رسانه‏های دولتی سالیان سال به طور مدارم اتهاماتی چون جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی را مطرح ساخته‏اند، تعیین زمان محاکمه این هفت نفر نه ماه پس از بازداشت به این دلیل نبوده که جعل شواهد و مدارک این میزان زمان نیاز داشته است. زمان محاکمه به دلایلی روشن بر اساس عوامل دیگری تعیین شده است: انتخابات آینده ریاست جمهوری در راه است که احمدی نژاد باید از پرونده ملال انگیزش داخلی‏اش دفاع نماید و با توجه به اوضاع مالی و سایر مسایل نیاز است که توجه دنیا به جای دیگری معطوف شود. با توجه به این عوامل به نظر می رسد که این محاکمه نمایشی [برای سران جهموری اسلامی] بسیار ضروری و مطلوب باشد.

 اتهامات علیه بهاییان

 البته اگر این اتهامات را مورد بررسی قرار دهیم تمامی آنها بی معنا هستند و به ویژه برای آن طراحی و تنظیم شده‏اند که خوارکی برای تعصب و ترس [از غیر خودی] توده جامعه فراهم سازند. آنها بهاییان را به عنوان دشمن داخلی با اسرائیل، یکی از دو دشمن بزرگ خارجی که رژیم  آن را به دروغ خلق کرده‏ است، ارتباط می دهند. آنها تلاش می کنند تا بهاییان را به عنوان دشمنان شخصیت‏های مقدس اسلام شیعی و مسببین آشوب، اخلال و تفرقه بشناسانند.

اتهام جاسوسی برای اسرائیل از همه مضحک تر است. از آنجایی که حکومت پیش‏تر با استفاده برنامه ای سازمان یافته اطمینان یافته که بهاییان از تمام شغل های دولتی محروم و از بسیاری از حرفه‏های خصوصی نیز اخراج  شوند؛  چگونه ممکن است که بهاییان به اسرار نظامی یا سیاسی دسترسی داشته باشند و چطور ممکن است  که اطلاعات ایشان در این زمینه ارزشی برای اسرائیل داشته باشد؟ این هفت نفر که پیش از اخراجشان از کار توسط رژیم حاضر روانشناس در زمینه رشد، مهندس کشاورزی، مدیر، مددکار و اپتومتریست بودند چه خطری برای کشور ایران دارند؟ چطور ممکن است نفوسی که سی سال فعالیت‏هایشان تحت نظارت وزارت اطلاعات ایران بوده است، با کشور اسرائیل ارتباط برقرار کنند؟

دادستان بدون شک این حقیقت را مطرح می نماید که مرکز جهانی بهایی در حیفا و عکا، در کشور اسرائیل واقع است. این از جمله حقایق تاریخی است که به هشتاد سال پیش، و دوران قبل از تشکیل کشور اسرائیل ارتباط می باید. در حقیقت، مسئولیت اصلی تبعید و سرگونی موسس دیانت بهایی به عکا بر عهده دو حکومت مقتدر اسلامی آن زمان یعنی خلافت عثمانی و شاهنشاهی ایران [قاجار] می‏باشد. بندر عکا در آن زمان جزیی از ایالت(سرزمین) سوریه و از متصرفات خلافت عثمانی محسوب می گشت و بالمآل مرکز جهانی بهایی در آنجا تاسیس گردید. اگر قرار است کسی به جهت حضور بهاییان در اسرائیل مورد سرزنش و نکوهش قرار گیرد دولت ایران آن زمان را باید مسئول قلمداد کرد و نه کس دیگری را. آیا اگر دولت ایران بخواهد برپایه منطق حکم نماید آن وقت نمی بایست خادمین مسلمان مسئول مسجد قبه‏ الصخره و مسجدالاقصی در اورشلیم [بیت‏المقدس] را نیز از عاملان اسرائیل بداند چرا که سومین مکان مقدس مسلمین نیز در آنجا قرار گرفته است؟

اتهام توهین به مقدسات دیانت اسلام نیز به همان اندازه مضحک است. از ابتدای پیدایش دیانت بهایی و قبل از آن دیانت بابی، بهاییان نهایت احترام را نسبت به طلعات مقدسه در اسلام مجری داشته‏اند. حضرت بهاءالله، موسس و شارع امر بهایی، در مورد حضرت محمد می فرمایند:

“و الصّلاة و السّلام على من ابتسم بظهوره ثغر البطحاء و تعطّر بنفحات قميصه کلّ الورى الّذى اتى لحفظ العباد عن کلّ ما يضرّهم فى ناسوت الانشاء . تعالى تعالى مقامه عن وصف الممکنات و ذکر الکائنات. به ارتفع خباء النّظم فى العالم و علم العرفان بين الامم و على آله و اصحابه الّذين بهم نصبت رايات التّوحيد و اعلام النّصر و التّفريد و بهم ارتفع دين الله بين خلقه و ذکره بين عباده اسا له تعالى بأن يحفظه عن شرّ اعدائه الّذين خرقوا الاحجاب وهتکوا الاستار الى ان نکست راية الاسلام بين الانام” ( حضرت بهاءالله ، لوح مقصود ، مجموعه الواح مبارکه بعد از کتاب مستطاب اقدس ، ص 96-97 ).

به علاوه حضرت بهاءالله با این بیانات برمصائب وارده بر حضرت محمد نوحه وندبه می‏فرمایند:

 “در این موقع یک آیه ذکر می کنم که اگر چشم بصیرت بازکنی تا زنده هستی بر مظلومی آن حضرت نوحه و ندبه نمائی* و آن آیه در وقتی نازل شد که آن حضرت از شدت بلایا واعراض ناس به غایت افسرده و دلتنگ بود * جبرئیل از سدره المنتهای قرب نازل شد * و این آیه را تلاوت نمود :”و ان کان کبر علیک اعراضهم فان استطعت ان تبتغی نفقا فی الارض او سلما فی السماء*[سوره انعام ، آیه 35] ( حضرت بهاءالله ، کتاب مستطاب ایقان ،س ص 82-83[ترجمه])

حضرت عبدالبهاء، فرزند و جانشین حضرت بهاءالله، اغلب از دیانت اسلام دفاع می فرمودند و در مدح و ثنا وموفقیت های حضرت محمد در طی مسافرت هایشان به اروپا و آمریکای شمالی صحبت می کردند. به عنوان مثال، حضرت عبدالبهاء این بیان را خطاب به یک مجله مسیحی، کریستین کامن ولت (Christian Commonwealth) مرقوم فرمودند :

“ملل عرب غیر متمدنه در تحت ظلم و ستم حکومت های روم و ایران بودند. هنگامی که نور محمدی طالع شد عربستان منور گشت. این فئه مظلوم و پست و حقیر به نور هدایت مهتدی گشتند ؛به درجه ای که فی الحقیقه از سایر ملل ممتار گشتند. این دلالت بر رسالت الهی حضرت محمد دارد.”( کریستین کامن ولت ، 29 سپتامبر،1911).

امروزه در سراسر عالم میلیون ها مسیحی، هندو و بودائی هستند که  در اثر بهائی شدن حضرت محمد را به عنوان رسول بر حق الهی پذیرفته اند. آیا می توان این نفوس را که حقانیت چنین تعالیمی را پذیرفته اند و هرگز دردوران حیاتشان حرکتی برخلاف آن از خود نشان نداده اند را متهم  به  ناسزاگوئی  بر علیه  نفوس مقدسه در دیانت اسلام نماییم؟

سومین اتهام، تبلیغ بر علیه جمهوری اسلامی، نیز کاملا  مغایر خصوصیت و ویژگی های این هقت نفر به طور خاص و بهاییان به طور عام می باشد. هدف و مقصد اصلی حضرت بهاءالله  ایجاد وحدت عالم انسانی است و در نتیجه همواره با تاکید پیروان خویش را  تشویق می فرمایند که از نزاع و جدال پرهیز و از حکومتی که به قدرت رسیده است اطاعت و فرمانبرداری نمایند.

ایشان می فرمایند :

“من اهل الحجبات ثمّ انطق بما يلهمک روح الأعظم فى امر ربّک لتقلب الممکنات اِلى شطر قدس محمودا …ثمّ اعلم بانّا ارفعنا حکم السّيف و قدّرنا النّصر باللّسان و ما يظهر من البيان و کذلک کان الامر عن جهة الفضل مقضيّا قل يا قوم لا تفسدوا فى الأرض و لا تحاربوا مع نفس لانّ ربّک اودع مدائن الأرض کلّها بيد الملوک و جعلهم مظاهر قدرته على ما هم عليه و ما اراد لنفسه من الملک شيئاً و کان نفسه الحقّ على ذلک شهيدا…” (حضرت بهاءالله ، منتخبات آثار مبارکه ، ص 195).

تعالیم و دستوراتی که به بهاییان داده شده صریح و روشن است و از طرف حضرت ولی عزیز امرالله ، سومین رهبر دیانت بهائی این چنین به آنها امر شده است :

“دیدگاه بهاییان باید دارای دو جنبه باشد، یکی اطاعت کامل از حکومت کشوری که در آن اقامت دارند و دیگری عدم مداخله به هر نوعی در مواضیع و مسائل سیاسی.” ( حضرت ولی امرالله ، انوار هدایت ، شماره 1463 ، ص 563 ).

این سندی آشکار و روشن است.  از زمانی که حضرت بهاءالله در دهه  1860 برای اولین بار اظهار امر فرمودند  در هیچ زمانی بهاییان علیه نظم عمومی برنامه ریزی یا مبارزه نکرده اند و شواهد و مدارکی هم  که دال بر تخطی این هفت نفر از چنین حدود و رویه ای باشد، موجود نیست.

بنابراین تمامی اتهاماتی که علیه آنها مطرح می شود باید معجونی از لفاظی‏های معمول حکومت ایران برضد بهاییان بشمار آورد. دولت ایران امیدوار است که با تکرار این اتهامات، آنها را به عنوان حقایق بقبولاند. محاکمه نمایشی نیز اسلحه تبلیغاتی دیگری در زرادخانه رژیم های خودکامه است و آنها می توانند از آن به عنوان فرصتی برای طرح مجدد مدعیات پیشین و تاکید گذاردن بر تمامی دروغ هایی که پیش از این طرح کرده‏اند، استفاده نمایند به این امید که [با تکرار مدارم] به عنوان حقیقت در اذهان مردم جای گیرد. و از آنجایی که تمامی رسانه ها در اختیار آنها است، می توانند هر دروغ و اتهام توطئه‏ای را که مایل باشند در مورد بهاییان انتشار دهند در حالی که بهاییان فرصتی برای دفاع از خود در اختیار ندارد. امیدواریم (و نشانه هایی نیز برای این امیدواری وجود دارد) که مردم ایران بالمآل [لقمان-وار] بواسطه این رگبار مستمر دروغ و تحریفی که در مورد آیین بهایی منتشر می گردد، به حقیقت امر پی برند.

(ترجمه از ایران‏پرس‏واچ)

 

One Response

  1. sohail

    2009/07/08 11:36

    مطمئنم كه ظلم گريبان گير خود ظالمان خواهد شد و آنها را از پاي در خواهد آورد اتهام به اين افراد اتهام به تمام جامعه محسوب ميشود ولي به ياري جمال مبارك حقيقت آشكار خواهد شد

    پاسخ دادن

Leave a Reply